محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
929
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
معده و باد بواسير و فساد مزاج و زبونى رنك روى و زياده كنندهء باه است و سرعت انزال را نافعست و امساك منى اورد صنعت آن هليلهء سياه پوست بليله املهء منقى فلفل دارفلفل زنجبيل سعد كوفى شيطرج هندى سنبل الطّيب از هريك شش درم تخم شبت تخم كندنا از هريك دو درم خبث الحديد صلايه كرده در سركهء انكورى چهارده شبانه روز خيسانيده در سايه خشك كرده بريان نموده شصت درم مشك تبّتى خالص يك درم عسل مصفّى سه وزن مجموع ادويهء را كوفته بيخته بروغن بادام شيرين بيست درم چرب نموده بعسل مصفّى سه وزن ادويه بدستور مقرر معجون سازند شربتى يك مثقال بعد از شش ماه استعمال نمايند و پيش از شش ماه نبايد استعمال نمود جوارش فنجنوش با مشك بنسخهء ديكر صنعت آن هليلهء سياه پوست بليله املهء منقى شيطرج هندى زرنب طاليسفر دانهء هيلبوا زرنباد درونج عقربى دارفلفل از هريك چهار مثقال دارچينى قرفة الطيب سنبل الطّيب جوزبوا قسط تلخ زنجبيل فلفلمويه از هريك هشت مثقال سعد كوفى ده مثقال سك اصلى شش مثقال خبث الحديد مدبّر يكمن مشك تبّتى خالص يك درم و در نسخهء ديكر نيم درم است اجزا را كوفته بيخته بروغن بادام شيرين چرب نموده بعسل سفيد مصفّى بسرشند [ جوارش فنجنوش از سمرقندى ] جوارش فنجنوش كه سمرقندى در قرابادين خود ذكر كرده و كفته كه اين فنجنوش نافع است از براى برودت معده و اسهال و بواسير و رنك را نيكو كرداند صنعت آن پوست هليلهء كابلى پوست بليله املهء منقى زنجبيل شيطرج هندى سعد كوفى فلفل دارفلفل سنبل الطّيب از هريك ده درم تخم شبت تخم كندنا از هريك چهار درم خبث الحديد و مرباى با سركه كه بعد از آن بريان كرده باشند سى درم كوفته بيخته بروغن كاو تازه چرب نموده بعسل سفيد مصفّى سه وزن ادويه بسرشند شربتى سه درم [ جوارش فنجنوش ممسك به نسخهء قلانسى ] جوارش فنجنوش ممسك به نسخهء قلانسى معده را قوت دهد و بواسير را زايل كند و رنك را صافى كرداند و باه را زياده كند و قوت دهد صنعت آن پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى هليلهء چينى پوست هليلهء سياه پوست بليله املهء منقى از هريك ده درم فلفل سياه دارفلفل زيرهء كرمانى مدبّر زنجبيل تخم شبت تخم كرفس تخم كندنا تخم كهزك يعنى جرجير تخم شلغم تخم جزر دارچينى سليخهء سياه قرنفل جوزبوا از هريك يك درم بسباسه قاقله عود قمارى خام مشك تبّتى از هريك دو درم حبّ الرّشاد ابيض سه اوقيه خبث الحديد مدبّر مثل مجموع ادويه ادويه را كوفته بيخته بروغن بادام شيرين چرب نموده بعسل سفيد مصفّى بسرشند شربتى دو درم بعد از شش ماه استعمال نمايند و در نسخهء ديكر فرنج مشك كل سرخ از هريك دو درم داخلست جوارش فنجنوش قابض جهت اسهال بواسيرى مجرّب صنعت آن هليلهء سياه املهء منقى بيخ انجبار شامى از هريك سه مثقال پوست هليله حبّ الاس تخم حمّاض اين هر سه را بو داده از هريك سه مثقال خبث الحديد مدبّر با عسل مصفّى و ربّ به شيرين بالمناصفه از هريك بيست و چهار مثقال و در نسخهء ديكر اين هر دو باهم دو وزن ادويه است بدستور معجون سازند شربتى دو مثقال و جالينوس كفته بايد كه كوبيده شود ادويّهء اطريفلات و جوارشات كوبيدنى كه نبوده باشد بسيار نرم بلكه جريش باشد از براى تخشين سطح معده و طول مقام آن ادويه در معده كاهى مربع ميكرداند هليلهء كابلى و بليله و امله را بكزمازج از براى تقويت قوت آن سه و مخمّس ميكرداند اجزا را بخبث الحديد خيسانيده به سركه بريان نموده چند مرتبه از براى تقويت فعل آن ادويه و بايد بوده باشد وزن كزمازج مثل يكى از آن سه و وزن خبث الحديد برابر هر چهار بسبب كثرت منفعت و شرف آن در غرض و اين جوارش خبث الحديد انفع است از براى استرخاى معده و اسهال قديم و بواسير و كاهى اضافه نموده مىشود به اين پنج جزو ادويّهء حارّهء قابضه امّا ادويهء حارّه پس از براى تعديل اين پنج جزو بارد و تسخين معده و تفتيح سده و امّا قابضه پس بسبب آنكه مىباشد انها مطلوب اوّل و آن ادويه مثل قشار كندر و سعد كوفى و سنبل الطيب و اذخر مكى و نانخواه مدبّر به سركه بسبب نسبتى كه كمتر از آن پنج جزو اصل باشد همه مساوى به جهت مشاركت بعض انها بعض ديكر را در آنچه مراد است و كاهى اضافه كرده مىشود در آن سك اصلى و كل سرخ از براى زيادتى قبض و از براى آنكه قريب باعتدال باشد و اين جوارش را اطريفل خبث الحديد و معجون خبث الحديد و فنجنوش نامند و فنجنوش معرب پنجنوش فارسى است به جهت آنكه اين پنج جزو در آن اصل و عمودند چنانچه ذكر يافت [ فصل در بيان ديگر تراكيب خبث الحديد ] حبّ خبث الحديد باد بواسير و سردى كرده و بسيارى ادرار بول و سرعت انزال منى و صاحب جذام را سود دارد و رفع آرزوى كل خوردن كند طعام را بكوارد و رنك روى را نيكو كرداند و لاغر را فربه سازد و قوت باه دهد و معدهء ضعيف را نافع بود و بادها بشكند و حبس خون بواسير كند و پيچش و زحير بسبب بواسير باشد بر طرف سازد صنعت آن بنسخهء ميرزا ابراهيم در قرابادين موسوم بمنهاج خبث الحديد را هفت روز باب كندنا بخيسانند و هر روز آب كندنا كهنه را دور نموده تازه داخل كنند بعد از آن خشك سازند و در تابهء آهنى بريان كرده سحق بليغ نمايند و تخم سپندان سفيد از هريك جزوى تخم جرجير تخم كرفس تخم ترب تخم كندنا تخم كزر تخم پياز حلبه از هريك ربع جزوى كوفته بيخته باب كندنا سرشته حبّها سازند هر حبّى به قدر نخودى شربتى بيست و يك حبّ هفتهء يك بار يا دو بار صنعت اين حبّ به نسخهء صاحب ذخيره خبث الحديد مدبّر در آب كندنا هفت روز كه هر روز آب كندنا را تازه كنند و بعد از آن خشك كنند يكصد مثقال حبّ الرّشاد دويست درم تخم كراث تخم جرجير تخم كزر تخم كرفس تخم ترب تخم حلبه تخم پياز قاقله از هريك بيست و پنج درم همه را كوفته بيخته به آب كندنا سرشته حب سازند شربتى هر بامداد دو درم صنعت اين حب بنسخهء ديكر خبث الحديد كه مكرّر باب كندنا مدبّر كرده باشند يكصد درم حب الرشاد دويست مثقال تخم كندنا تخم جرجير تخم كرفس تخم كزر حلبه از هريك بيست درم كندر مصطكى از هريك دو درم صمغ عربى زيرهء كرمانى مدبّر از هريك پنج درم كوفته بيخته بدستور حب سازند صنعت اين حب بنسخهء ديكر خبث الحديد كه مكرّر باب كندنا پرورده باشند پنجاه درم تخم كندنا تخم كرفس تخم جرجير بزر حلبه تخم ترب تخم پياز تخم كزر از هريك ده درم هليلهء سياه كه در روغن زيتون بريان كرده باشند پنج درم مجموع را كوفته بيخته باب كندنا حب سازند و هر روز دو درم بخورند رائب خبث الحديد نافعست از براى ضعف معده و هزال بدن صنعت آن بكيرند نانخواه شونيز كاشم زيرهء كرمانى حلبه از هريك كفى سداب تر كرفس تازه نعناع تازه از هريك يك دسته خبث الحديد مدبّر مسحوق به وزن مجموع ادويه پس بيندازند بران هفت رطل آب و دو شبانه روز بكذارند پس يك رطل آن را صاف نمايند و صبح بياشامند و بعد از چهار ساعت طعامى جيد بخورند و پرهيز از خوردن سركه و بقول و غذاهاى شور نمايند و بياشامند از رائب مذكور هركاه تشنه شوند اندكاندك بياشامند از آن دو رطل پس بدرستى كه نافعست باذن اللّه تعالى سفوف خبث الحديد جهت كسى كه بسبب حرارت بول بسيار كند تاليف حكيم مير محمّد زمان صنعت آن خبث الحديد بيست درم